تبليغاتX
بغض ترانمو شکستم....
شعر ، خبر ، موزیک
                                            happy christmaS

سلام .... بعد از 8 ماه .... شايد آخرين آپ ... مگه چقدر ميگذره ؟ عيد نوروزو همه تبريك گفته بودن ؟!!!!    سال خوبي بود ؟ خدارو شكر ... اگر هم نبود ... سال ديگه ... سال ديگه ... سال ديگه ... ما كه هستيم فعلا ... چيزي هم كه زياده صبره !!!

از همه ي دوستان عزيز كه تنهام نذاشتن  ممنونم ... ممنونم ...

 

 سال نو ميلادي رو به همه ي دوستان گل مسيحي تبريك ميگم ... 

 

 

خيلي وقته اينجا پرسه ميزنم

جاي رد  پاتو من نيستي و بوسه ميزنم

اگه حتي تو جوابمو ندي

من بازم با عكس تو حرف ميزنم

تسليت قلب صبورم ديگه اون دوستت نداره

سهم اون يه عشق تازه سهم تو طناب داره

دست عشقتو نگه دار غم تو يكي دوتا نيست

پا نذار روي غرورت جاي اون به زير پا نيست

 

 

موظب خودتون... دلتون... باشيد

يا علي

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 دی1386ساعت 1:32 قبل از ظهر  توسط یلدا | 

 

به من چیزی بگو شاید هنوزم فرصتی باشه

هنوزم بین ما شاید یه حسه تازه پیداشه

یه راهی روو به من وا کن توی این بیراهه ی بن بست

یه کاری کن برای ما ، یه مایی هنوزم هست

به من چیزی بگو از عشق از این حالی که من دارم

من از احساس شک کردن به احساس تو بیزارم!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 اردیبهشت1386ساعت 2:6 قبل از ظهر  توسط یلدا | 
سلام دوستان ...... منو ببخشید !

نظر نمیخوام ... فقط بخونید کافیه ... ممنونم ... شرمنده میشم ... نمیتونم بیام بهتون سر بزنم ... تا همین الانشم شرمنده ی خیلی ها هستم ... بیشتر از این نمیخوام... واسم دعا کنید ...!!!

یادتون هست وقتی کوچیک بودیم ، وقتی صدای مامانو می شنیدیم که صدامون می زنه برای شیطنت هم که شده خودمونو یه گوشه دور از چشمش پنهون میکردیم تا مامان بیشتر صدامون کنه ؟

یا وقتی که بزرگتر شدیم و دل به کسی دادیم ، برای اینکه بدونیم اونم دلشو به ما داده ، چند بار جواب تلفنشو نمی دادیم یا قهر های الکی می کردیم تا ببینیم دلش به تاپ تاپ می افته یا نه ؟

 معمولا وقتی چیزی رو گم می کنی سراسیمه دنبالش می گردی ، اگه خوب دقت کنی اون چیز بهت خیلی نزدیکه ، اونقدر که از نزدیکی زیاد ، نمی تونی پیداش کنی ، چون همیشه فکر می کنی باید جاهای محال رو دنبالش بگردی .

حالا اون نزدیکمه و من چند روزیه که نمی بینمش ، احساسش می کنم ولی انگار دوست داره صداش کنم ، با صدای بلند بگم: خدایا کجایی که بهت احتیاج دارم ... خیلی ... خیلی ... نمی دونم چرا ؟

... دوباره این چراها اومد سراغم. خودت که می دونی ؟ مگه نه؟ می دونی دارم از چی حرف می زنم ؟ پس بیا و جواب چراهام رو بده .

 

مراقب خودت باش .... یا علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 فروردین1386ساعت 0:15 قبل از ظهر  توسط یلدا | 
 

 

نپرس چرا خیسه چشام .... دست خودم نیست،میباره

 

 

      

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 فروردین1386ساعت 5:0 بعد از ظهر  توسط یلدا | 

 

  دعا کنیم نزدیک تحویل سال .... هیچ آرزویی نشه هیچ وقت محال

+ نوشته شده در  جمعه 25 اسفند1385ساعت 1:57 قبل از ظهر  توسط یلدا | 

به نام خدا

سلام ...

تولد یه کسیه که... تولدشه دیگه بقیه شو بیخیال

 

لطفا آن قدر شمس بمان تا مولانا بودن را بیاموزم !!!

 

بزرگ تر شدی ! تو بزرگ شدی و من کوچک ، منت سر تقویم هایمان

گذاشتی ، زمستان را خجالت دادی ، اسفند را سر افراز کردی ، آن عدد را تا

ابد شرمنده خودت کردی و بقیه ی سیصد و شصت و چهار روز دیگر را اگر کبیسه

نباشد حسرت به دل یک رویداد نقره ای گذاشتی ، من تمام شکوفه هایی را که

پیش از تولد تو روییدند تنبیه میکنم .

 

.... جان خوش آمدی ، قدم روی چشم عدد 25 گذاشتی که تولدت را با آن

ساختی ،

لطف کردی دستی هم بر سر ماه آخر زمستان کشیدی . چه اقبالی داشت فصلی

که تو تحویلش کردی . عزیز تولدت خیلی مبارک.

 

چقدر مهربانی که گذاشتی روز های هفته هر کدام یک سال مزه ی کیک تولدت

ترا زیر ساعت های نازنینشان سپری کنند ، امسال منت سر جمعه گذاشتی ،

شنبه دق نکند خوب است ! خلاصه تولدت خیلی مبارک .

 

من امروز به نیت گام نهادن تو به هجدهمین بهار زندگی ، هجده بار خدای عاشقان

را سجده می کنم.

 

18 گلدان را آب می دهم ، 18 کبوتر را آزاد می کنم ، 18 گل را نمی گذارم کودکان

بازیگوش بچینند ، 18 بار به روی رهگذران خسته لبخند میزنم ، 18000 بار آه

می کشم ، 18000 بار سر بر آسمان کرده دعایت میکنم ، 18000 بار خوشی ات را

از خدا می خواهم و می گیرم ، 18 بار خدا را با هزار لحن مختلف در 18 حالت

سبز صدا میزنم.

 

... جان هجده سالگی ات مبارک ... نه ... اصلا خیلی ساده ، تولدت مبارک .

 

 

 یگانه خواهی شد....

 و دنیا را در آغوش خواهی گرفت

تنها اگر

موضوعات گذشته را فراموش کنی و از نو شروع کنی !

فرشته ی کوچک ...

میلاد دوباره ات مبارک .

 

 

امیدوارم منو به خاطر این تاخیر خیلی طولانی بخشیده باشید ... یا علی

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 25 اسفند1385ساعت 0:44 قبل از ظهر  توسط یلدا | 

اگه که با موندن من غم تو دلت جون ميگيره /  ميميرم که تا ابد قلب تو آروم بگيره

 

سلام ...

 

بد شد ... همونی که نمیخواستم شد... انقدر همه حرفا رو دلم سنگینی میکنه که دیگه نایی واسه به زبون آوردن و نوشتنشون نمیمونه ... به قول یکی ... چرا ما آدما از غصه دق نمیکنیم ؟؟!!

 

این بار واقعا مث اینکه دیوونه شدم ... یه دیوونه ی زنجیریه کثافت ! هر کی که منو دیده با این حرفم موافقت کرده ...

من هم به حرمت دیوونگی ... به احترام همه ی دیوونه های دنیا ... به احترام دلم که عاشق شد ... یه دیوونه باقی میمونم تا همیشه ...!

 

نگید کدوم نامردی جرات کرده با تو ... !! نامرد نبود ... نمیدونم از چی و از کجا باید بگم ولی میدونم با همه داستانهای عشقیه دیگه فرق داشت ...شایدم نامرد بود !!!!

 

 یه اتفاق ... یه اجبار ... یه وابستگی ... یه عشق ... گذشت ... دوباره یه اجبار ... این بار یه دیوونگی ... چشمای گریون ... تنها شدم ... این تموم قصه نیست ... کاش میشد همه حرفا رو زد ...

 

 

 

پس از اون غروب رفتن اولین شروع من باش

 

من رسیدم رو به آخر ، تو بیا طلوع من باش

 

شب و از غصه جدا کن ، چکه کن رو باور من

 

خط بکش رو جای پای گریه های آخر من

 

اسم تو ببخش به لبهام ، بی تو خالیه نفسهام

 

قد بکش رو باور من ، زیر سایه بونه دستام

 

خواب سبز رازقی باش ، عاشق همیشگی باش

 

خسته ام از تلخی شب ، تو طلوع زندگی باش

 

من پر از حرف سکوتم ، خالیم کوه سقوطم

 

بی تو و آبیه عشقت ، تشنه ام کویر لوطم

 

نمی خوام آشفته باشم ، آرزوی خفته باشم

 

تو نزار آخر قصه حرفمو نگفته باشم ...

 

 

31 28 32 16 31

12 1 31 32 14 13 31 9 30 1 31 28 32 1 23 4

2 12 1 32 26 23 4 29 1 32 25 31

7 24 10 12                                     همیشه

10 30 15 4 4 10 1 12 28 !!!          راهی تازه خواهم یافت

                                                        برای گفتن این که

(الف = 1، ب= 2 ، پ= 3،....)               چقدر

                                                        دوستت دارم !!!

 

صبح شد

کلاغ سلام کرد

شب رفت

خورشید عکسش و توی حوض دید

شبنم افتاد

سرو بلند شد

نور چشمک زد

گل خندید

شاپرک بوسه زد به لب اون

عطر اون پیچید

روز بیدار شد...

 

اگه چشمات منو از ياد ببره به خدا اين ديگه بغض آخره

با شکستنش منم رفتنيم سهم من از تو همين چشم تره

 

 

 مراقب خودتون ... مهم تر دلتون ...حتما باشید ...یلدا مکی پوش

 

یا علی

+ نوشته شده در  جمعه 4 اسفند1385ساعت 11:4 بعد از ظهر  توسط یلدا | 
سلام دوستان خوبید؟

۵ آهنگ فوق العاده زیبا و شنیدنی از امید نوری ، ( که با محسن یگانه آهنگ زیبای << بنویس از سر خط >>رو خونده بودند ) رو گذاشتم ... واقعا قشنگه ...پیشنهاد حتما دانلود کنید .

Omid noOri

MP3 128

fereshte ha

dele divoOne

ghafas

hala To kojaee

Nefrin

WMA 64

Fereshte ha

dele divoOne

ghafas

hala to kojaee

Nefrin

 

 امیدوارم خوشتون بیاد ... مواظب خودتون باشید ... یا علی

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 بهمن1385ساعت 0:51 قبل از ظهر  توسط یلدا | 
سلام دوستان عزیزم خوبید ؟ منو به خاطر این تاخیر طولانی ببخشید ... دوستون دارم

بهش میگم امشب دلم یه جوریه...مهربون شده...!! یعنی اینکه هر چی بهش بگی ... حتی اگه دروغ باشه ...واسه همیشه باورش میشه ... دیگه فکرم منحرف نمیشه که نکنه داری دروغ میگی... نکنه بازیچه ام...نکنه....و و و ،  میگه :...

 

میگه تو همیشه مهربون بودی !!!!!!

 

میگه دوسم نداری ؟ ... میگم چرا دارم... میگه داری ولی نه مثل قبل ... !!!

 

میگم دوست دارم ..... میگه داشته باش ولی کم ....!!!!!!

 

این حرف برام از صد تا فحش هم بد تره.... میگم این حرف یعنی چی ؟ یعنی اینکه یه روزی میخوای بزاری بری ؟؟... میگه نه ... من واسه خودت میگم....ضربه میخوری ... .... ... ... ...

 

ذهنم پر میشه از این نقطه چینها که جلوش یه عالمه علامت سواله .... بی جواب میمونه ...گریه میکنم...خوابم میبره !!!

یعنی اینکه همین الانم که باهاتم دلم برات میسوزه که باهاتم ...؟؟؟

یعنی چند وقت دیگه یا میزارم میرم...یا یه کاری میکنم که خودت از خودت بفهمی و بری ...؟؟!!!

کی میتونه خودشو بزاره جای من ؟؟؟ ... مگه من چقدر دل دارم که....تاوان چی رو باید پس بدم ؟

بعضی وقتا دنیا چقدر کوچیک میشه ......

 

دیگه اون عشقای شیرین و فرهادی مرده ... کجا داری دنبالش میگردی ؟

برو فکر خودت باش ... دنیا پر از گرگه ... تا کی گذشت ...تا کی اشکالی نداره... تا کی خوب باش ... تا کی دنیا دو روزه ؟

به من بگید .... مهربونی مجازات داره این روزا ؟

 

خدایا هر چی که صلاح میدونی همون کارو بکن .... قول میدم که ایندفعه دیگه شکایت نکنم ....

 

 

 

فکر میکردم تورو دیدن یه تولد  ،  یه طلوعه توی غروبه آشنایی

ندونستم که رسیدن یه بهونه ست ، یه بهونه واسه لحظه ی جدایی

بی تو غریبه ی  غربت و آماده ی شکستنم ، با من بمون بمون بمون ، با من که عاشقت منم... منم

ندونستم نرسیدم توو شروع قصه میری ، آرزوی زندگی رو ، میری و ازم میگیری

ندونستم که رسیدن یه بهونه ست واسه رفتن ، واسه پر پر شدنه تو واسه ویرون شدنه من

بی تو غریبه غربت و آماده ی شکستنم ، با من بمون بمون بمون ، با من که عاشقت منم...منم

 

 

تو رسمه مکتبه دل

رهايي شرطه عشقه

مشکي فقط يه رمزه  

يه رنگيشم يه عشقه 

رنگه ما رنگه عشقه

عشقمونم يه رنگه

ساده بگم تا زنده ام 

مشکي برام قشنگه

بعضی میگن که حرفه

بعضي مي گن که وهمه 

اوني که مبتلا نيست  

نمیتونه بفهمه....

 

مواظب خودتون یاشید...یلدا مشکی پوش

یا علی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 بهمن1385ساعت 0:38 قبل از ظهر  توسط یلدا | 
سلام ، حالتون خوبه ؟

خدایا امشب بازم دلم گرفت......

یه احساس عجیبی دارم... نمیدونم داره چی میشه ... خودمو گول میزنم که خوبم و داره یه اتفاق که منتظرش بودم میوفته یا اینکه واقعا همینطوره ؟

وقتی ناراحتم انگار یه چیزی روی سینه ام سنگینی میکنه ...که نفسم تند میشه و باید به زور نفس بکشم ..... یه بغضی توی دلم که احساس گناه میکنه ....!!!!!

همش میگم مگه تو خودت نبودی که......خودت خواستی .... منتظر چی هستی ؟ بشین و یه تصمیم قطعی بگیر و پاش بمون ...سخته ولی میگذره....ولی باز بغضم میترکه و میگم نمیتونم.....نمیدونم چی میشه بد جوری گوشه گیر میشم.....

با هر چی کنار بیام با این شبای لعنتی که هیچ دلیلی برای صبح شدن نداره نمیتونم کنار بیام....!!

نمیدونید چقدر طول میکشه که بشه ساعت ۲ ...آخ جون داره صبح میشه ...سه ساعت دیگه بیشتر نمونده .... همیشه همین موقع خوابم میبره ...ساعت چهار و نیم ...پنج ....

بیا فکرای خوب بکنیم تا خوابهای خوب و رنگی ببینیم .....واااااای ، سر درد ....میترسم ....من میترسم ....اگه فردا رو دیگه نتونم ببینم چی...یه عالمه کار دارم که باید انجام بدم....آروم باش....چشمام و میبندم....خدایا شکرت که یک روز دیگه به من اجازه ی زندگی کردن و دادی....خدایا به خاطر همه چی ممنونم...

میدونم که هنوز هوامو داری...آخه....... آخه....اون روز که ازت خواستم...درسته خواسته ی خیلی کوچیکی بود و لحظه ای ولی همون موقع شد ! احساس کردم صدام و شنیدی...بهم آرامش داد...با تموم وجود خوشحال شدم که هنوز رهام نکردی...               

این روزا یه جوریه ... اگه کافر هم باشی بازم دلت میگیره...یه حال و هوای خاصی داره...وقتی دارید دعا میکنید ، به یاد منم باشید....خدایا همراهیم کن.....

 

می خوام برم بدون تو ، بدون حس بودنت

نداره رنگی از خوشی دقیقه های موندنت

 

نگاه سردتو بگیر بریدم از نگاه تو

نمی تونم که جون بدم به جرم هر گناه تو

 

میرم که از نبودنت به حس بودن برسم

میرم که تو فکر نکنی پرنده ای تو قفسم

 

اگه یه وقت دلت گرفت برای بچه بازیام

خیال نکن صدام کنی دوباره باز پیشت میام

 

بدون که رفتنم دیگه برای بی تو بودنه

تموم آرزوی من به جاده دل سپردنه......

 

 

مواظب خودتون باشید،یا علی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 دی1385ساعت 1:46 قبل از ظهر  توسط یلدا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
مي دونم برات عجيبه اين همه اصرار و خواهش
اين همه خواستن دستات پنهوني حتي نوازش
مي دونم دوسم نداري واسه تو طلوع دردم
مي گذري از من و مي ري اما باز من برمي گردم
چاره اي جز اين ندارم آخه خون شدي تو رگ هام
مي ميرم اگه نباشي بي تو من بد جوري تنهام

پیوندهای روزانه
ورود آقایان ممنوع
سیاه پوشان عاشق
نم نم بارون چشام
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
پیوندها
همه چی هست
توی قانون ما هر کسی که ....
مشکی پوش 1
بهنام مشکی پوش
ابر و باد و مهتاب
مهر و ماه
پیوند مشکی پوش
عسل مشکی پوش
دنیای بی غم
گلبرگ من (تنها با من بمان)
شکوه تنهایی
بی خیال عشقای الکی
یه مشکی پوش
مترسک فیلسوف!
اگه دوستم داشت نمی رفت اون که رفته !
تنها محبت مهربونی !!
ایران من
جایی به اسم وبلاگ
تبلیغات شما تنها با 6000 تومان در ماه در اشعار فرشاد
آسمان و ریسمان
مترسک موسیقیدان
بانوی آسمونی
صد سال تنهایی و بی کسی
پریچهر
تقدیم به شکوه شب و شکوه مهتاب
دلم از عاشقی سیره نگو نه
تو با منی ( مشکی )
علی(لاف عاشقی)
iran's children...به سراغ من اگر می آیید پشت هیچستانم !
مجرم اندیشه ( فریاد زیر آب )
چرند و پرند
علی مشکی پوش
برای زندگی کردن ...(نوشین عزیزم)
RED BoY ( محمد عزیز )
علی مشکی پوش (ستاره های مشکی پوش)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان