تبليغاتX
بغض ترانمو شکستم....
شعر ، خبر ، موزیک

سلام دوستان عزیز و  مهربونم

یه مطلب دیگه میذارم امروز ، فقط تو رو خدا تا آخر بخونیدش ، آ خه بابتشون زحمت میکشم

اینا رو نصف شب ساعت 3 و 4 توی تاریکی با نور صفحه ی موبایل مینویسم ، بعد صبح چشام و سرم همه درد می گیره !

منم واسه خودم عالمی دارم با این شب و ستاره ها شو این اتاقم ، خیلی با حاله ، دنیاییه واسه خودش.

نمیدونید چقدر خوشحال میشم وقتی نظراتونو می خونم  ، خیلی زیاد دوستون دارم !

یادتون نره  مواظب خودتون باشید ! منتظر نظرتون هستم .

 

یا علی

 

 

غروب پاییز بود و منم مست دلتنگی ام . نم نمک قدمی می زدم و بی هدف در کوچه پس کوچه های بی قراری می رفتم به یه نا کجا آبادی ، داشتم با زندگی دست و پنجه نرم می کردم .

آره ، داشتم کم آوردنمو دیگه باور میکردم . خسته و تنها می رفتم فقط به دور دستها خیره شده بودم . یه تک درختی روی یه بلندی یه جورایی من و جذب خودش کرد . رفتم کنارش و دیدم ای دل غافل این که از من حالش بد تره !

برگای رنگ و وارنگش ریخته بودن روی زمین. بهش گفتم تو هم مثل خودمی ، هیچکس رو نداری ، همه تنهات گذاشتن ، تو هم نا امیدی مثل خودم ، همه چیز رو از دست دادی ، دلت به چی خوشه وقتی یک برگ هم نداری .

نا امید تر راه افتادم تا برم . چند قدمی نرفته بودم که خیال کردم یکی داره صدام می کنه .

برگشتم و دیدم یه پرنده رو شاخه های خشک این درخت داره لونه میسازه ، یهو جا خوردم ، یه حسی پیدا کردم حس بودن ، حس خواستن . این درخت خشکیده پناه یه پرنده شده ، همدم و همسایه پرنده .

احساس کردم وجدانم می خواد حرف بزنه. بهم گفت این درخت و ببین به امید بهار سال آینده که دوباره شکوفه بده توی پاییز دلش خوشه که یه پرنده همدمشه و تونسته  یه کاری انجام بده . اما تو چی ؟ توچطور به خودت امید دادی ؟ تو پناه کی شدی ، تو اوج بی پناهی ؟

بس کن دیگه........

دلم به حال خودم سوخت که تا حالا هیچ کاری واسه دل و وجدانم نکردم !

آره رفیقی که داری حرفامو می خونی منو دیگه کمتر می بینی ، آخه بهش رسیدم ! به همونی که باید خیلی سالها پیش از این می رسیدم .

تو هم می تونی ، فقط بخواه ، از من که کمتر نیستی !

بیا واسه یه بارم که شده به خاطر وجدانت یه کار خوب کن . اگه هر کی به تو بدی کرد تو خوبی کن ،

آره عزیز دل ! نذار وجدانت مثل من بخوابه ، دیگه زیاد وقت نداری ها .

فقط این و بدون که خدا دوست داره و یه روزی ، یه کسی ، یه چیزی ، یه جایی ، یه جوری...............

 

صبر داشته باش ، صبر داشته باش !!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 آبان1385ساعت 2:55 بعد از ظهر  توسط یلدا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
مي دونم برات عجيبه اين همه اصرار و خواهش
اين همه خواستن دستات پنهوني حتي نوازش
مي دونم دوسم نداري واسه تو طلوع دردم
مي گذري از من و مي ري اما باز من برمي گردم
چاره اي جز اين ندارم آخه خون شدي تو رگ هام
مي ميرم اگه نباشي بي تو من بد جوري تنهام

پیوندهای روزانه
ورود آقایان ممنوع
سیاه پوشان عاشق
نم نم بارون چشام
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
پیوندها
همه چی هست
توی قانون ما هر کسی که ....
مشکی پوش 1
بهنام مشکی پوش
ابر و باد و مهتاب
مهر و ماه
پیوند مشکی پوش
عسل مشکی پوش
دنیای بی غم
گلبرگ من (تنها با من بمان)
شکوه تنهایی
بی خیال عشقای الکی
یه مشکی پوش
مترسک فیلسوف!
اگه دوستم داشت نمی رفت اون که رفته !
تنها محبت مهربونی !!
ایران من
جایی به اسم وبلاگ
تبلیغات شما تنها با 6000 تومان در ماه در اشعار فرشاد
آسمان و ریسمان
مترسک موسیقیدان
بانوی آسمونی
صد سال تنهایی و بی کسی
پریچهر
تقدیم به شکوه شب و شکوه مهتاب
دلم از عاشقی سیره نگو نه
تو با منی ( مشکی )
علی(لاف عاشقی)
iran's children...به سراغ من اگر می آیید پشت هیچستانم !
مجرم اندیشه ( فریاد زیر آب )
چرند و پرند
علی مشکی پوش
برای زندگی کردن ...(نوشین عزیزم)
RED BoY ( محمد عزیز )
علی مشکی پوش (ستاره های مشکی پوش)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان