![]() |
![]() |
|
| شعر ، خبر ، موزیک |
|
به من چیزی بگو شاید هنوزم فرصتی باشه هنوزم بین ما شاید یه حسه تازه پیداشه یه راهی روو به من وا کن توی این بیراهه ی بن بست یه کاری کن برای ما ، یه مایی هنوزم هست به من چیزی بگو از عشق از این حالی که من دارم من از احساس شک کردن به احساس تو بیزارم!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 2 اردیبهشت1386ساعت 2:6 قبل از ظهر توسط یلدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
مي دونم برات عجيبه اين همه اصرار و خواهش
اين همه خواستن دستات پنهوني حتي نوازش مي دونم دوسم نداري واسه تو طلوع دردم مي گذري از من و مي ري اما باز من برمي گردم چاره اي جز اين ندارم آخه خون شدي تو رگ هام مي ميرم اگه نباشي بي تو من بد جوري تنهام |
| پیوندهای روزانه |
|
ورود آقایان ممنوع سیاه پوشان عاشق نم نم بارون چشام آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|