![]() |
![]() |
|
| شعر ، خبر ، موزیک |
|
سلام دوستان عزیزم خوبید ؟ منو به خاطر این تاخیر طولانی ببخشید ... دوستون دارم
بهش میگم امشب دلم یه جوریه...مهربون شده...!! یعنی اینکه هر چی بهش بگی ... حتی اگه دروغ باشه ...واسه همیشه باورش میشه ... دیگه فکرم منحرف نمیشه که نکنه داری دروغ میگی... نکنه بازیچه ام...نکنه....و و و ، میگه :...
میگه تو همیشه مهربون بودی !!!!!!
میگه دوسم نداری ؟ ... میگم چرا دارم... میگه داری ولی نه مثل قبل ... !!!
میگم دوست دارم ..... میگه داشته باش ولی کم ....!!!!!!
این حرف برام از صد تا فحش هم بد تره.... میگم این حرف یعنی چی ؟ یعنی اینکه یه روزی میخوای بزاری بری ؟؟... میگه نه ... من واسه خودت میگم....ضربه میخوری ... .... ... ... ...
ذهنم پر میشه از این نقطه چینها که جلوش یه عالمه علامت سواله .... بی جواب میمونه ...گریه میکنم...خوابم میبره !!! یعنی اینکه همین الانم که باهاتم دلم برات میسوزه که باهاتم ...؟؟؟ یعنی چند وقت دیگه یا میزارم میرم...یا یه کاری میکنم که خودت از خودت بفهمی و بری ...؟؟!!! کی میتونه خودشو بزاره جای من ؟؟؟ ... مگه من چقدر دل دارم که....تاوان چی رو باید پس بدم ؟ بعضی وقتا دنیا چقدر کوچیک میشه ...... دیگه اون عشقای شیرین و فرهادی مرده ... کجا داری دنبالش میگردی ؟ برو فکر خودت باش ... دنیا پر از گرگه ... تا کی گذشت ...تا کی اشکالی نداره... تا کی خوب باش ... تا کی دنیا دو روزه ؟ به من بگید .... مهربونی مجازات داره این روزا ؟ خدایا هر چی که صلاح میدونی همون کارو بکن .... قول میدم که ایندفعه دیگه شکایت نکنم .... فکر میکردم تورو دیدن یه تولد ، یه طلوعه توی غروبه آشنایی ندونستم که رسیدن یه بهونه ست ، یه بهونه واسه لحظه ی جدایی بی تو غریبه ی غربت و آماده ی شکستنم ، با من بمون بمون بمون ، با من که عاشقت منم... منم ندونستم نرسیدم توو شروع قصه میری ، آرزوی زندگی رو ، میری و ازم میگیری ندونستم که رسیدن یه بهونه ست واسه رفتن ، واسه پر پر شدنه تو واسه ویرون شدنه من بی تو غریبه غربت و آماده ی شکستنم ، با من بمون بمون بمون ، با من که عاشقت منم...منم
تو رسمه مکتبه دل رهايي شرطه عشقه مشکي فقط يه رمزه يه رنگيشم يه عشقه رنگه ما رنگه عشقه عشقمونم يه رنگه ساده بگم تا زنده ام مشکي برام قشنگه بعضی میگن که حرفه بعضي مي گن که وهمه اوني که مبتلا نيست نمیتونه بفهمه....
مواظب خودتون یاشید...یلدا مشکی پوش یا علی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 18 بهمن1385ساعت 0:38 قبل از ظهر توسط یلدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
مي دونم برات عجيبه اين همه اصرار و خواهش
اين همه خواستن دستات پنهوني حتي نوازش مي دونم دوسم نداري واسه تو طلوع دردم مي گذري از من و مي ري اما باز من برمي گردم چاره اي جز اين ندارم آخه خون شدي تو رگ هام مي ميرم اگه نباشي بي تو من بد جوري تنهام |
| پیوندهای روزانه |
|
ورود آقایان ممنوع سیاه پوشان عاشق نم نم بارون چشام آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|